خرید بک لینک

در جان پیچک تن شدم من من کنان، من، من! شدم من مرد بودم یک تنه عشق عاشقم شد ! زن! شدم

برچسب: نویسنده: آدرین فرهادی تاريخ: شنبه 18 تير 1401 ساعت: 11:31

داشتم فک میکردم خیلی وقته اصلا فکر نمیکنم، چرا واقعا؟! بعد اینکه ویرایش کتاب شعرم رو تموم کردم، سیصد صفحه از کتاب جدیدرو نوشتم و ایده های جدید به ذهنم اومد و فستیوال ادبی استانبول رو به خاطر کرونا از دست دادم، کرونا رو سخت در آغوش گرفتم اونقدر محک در آغوشم گرفت که درد تمام استخونهام رو گرفت سلول به سلول درد کشیدم و رنج، و مثل مار به خودم پیچیدم از درد و با خودم فکر کردم خیلی وقته من اصلا فکر نمیکنم،من که طیب خاطر داشتم به رفتنم به گیم اوور شدنم به رفتن به مرحله بعد اما کرونا من رو بوسید و گذاشتم کنار. عطایم رو به لقایم بخشید و رفت و گم شد در افقی که سگ لوک خوش شانس همیشه در آن امتداد محو میشد، خلاصه باز من ماندم و حوض نداشته ام. کی باید بروم؟ کجا ؟ چگونه؟ حتما باید کمی فکر کنم

برچسب: نویسنده: آدرین فرهادی تاريخ: شنبه 18 تير 1401 ساعت: 11:31

صفحه بندی